مترو

هر وقت میرم ایستگاه مترو، همه چی رو گم می‌کنم.

اولین رج پله‌ها رو که رد می‌کنم، شروع می‌شه. گمشون می‌کنم؛ جهت‌ها رو می‌گم. دیگه نمی‌فهمم شمال و جنوب و شرق و غرب کدوم طرفن.

فقط خودمو می‌سپرم به مسیری که منو می‌رسونه به سکوی سوار شدن؛ و همون تردید همیشگی که: خونه ما کدوم طرفه؟

/ 0 نظر / 12 بازدید